پژوهشكده تحقيقات اسلامى
14
سرداران صدر اسلام (فارسى)
ماباشنيدن اين سخن ، نگاهى به يكديگر كرديم و خدا را از نعمتى كه به ، ما ارزانى داشته بود شكر نموديم و همه در اين مصيبت بزرگ كلمهء « انا لله و انا اليه راجعون » بر زبان آورديم . آن گاه با آن زن بر سر پيكر بىجان ابوذر رسيديم . او را غسل داديم و بر سر كفن كردن او با يكديگر رقابت نموديم . وقتى از تجهيز او فارغ شديم ، مالك اشتر را براى نماز بر او به پيشفرستاديم . همگى با امامت او بر ابوذر نماز گذارديم . سپس او را به خاك سپرديم . اشتر بر قبر او ايستاد و دست به دعا برداشت و چنين گفت : « بار خدايا ! اين ابوذر يار پيامبر صلى الله عليه و آله است كه در ميان عبادت كنندگانت تو را عبادت كرد و در برابر مشركان پيكار نمود . او در كيش خود هيچ تغيير و تبديلى روانداشت ، جز اينكه او منكرى را ديد و براى نهى از آن منكر با زبان و قلب خود قيام كرد كه بر اثر آن مورد جفا ، تبعيد ، محروميت و اهانت قرار گرفت . آن گاه يكه و تنها غريبانه زندگى را بدرود گفت . خداوندا ! پشت آنكه او را محروم كرد و از وطنش آواره و تبعيد نمود بشكن . » راوى گويد : همگى دستهاى خود را برافراشتيم و آمين گفتيم . آن گاه همسر ابوذر گوسفند بريان را نزد ما آورد و گفت : ابوذر سوگند ياد كرده است كه شما تا از اين گوسفند نخوردهايد اين مكان را ترك نكنيد . ما نيز ناهار خورده سپس كوچ كرديم . « 1 »
--> ( 1 ) . رجال كشى ، ص 65 ، چاپ دانشگاه مشهد .